من
بخدا غنچهء شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعلهء آه شدم صد افسوس
که لبم باز به آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
میروم خنده به لب خونین دل
ای امید عبث بی حاصل

|+| از سرزمین غم هایم براتون نوشتم تا که شما هم بدونید چی شده سرنوشتم... کوچولوی تنها در 86/12/25 ساعت 11:15 |

